LOVE

<<k>>

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 آبان1391ساعت 14:31  توسط LO'VE   | 

نفسم

این مردایی که همیشه ته ریش دارن... اینایی که هیچوقت موهاشون بلند نیست... اینایی که صداشون مردونست... اینایی که وقتی ازشون جدا میشی تا یه ساعت دستات بو عطرشونو میده... همونایی که وقتی کنارت نشستن بهت اس ام اس میدن دوست دارم. اینایی که وقتی ازت دلخورن باهات حرف نمیزنن دوست داری محکم بغلشون کنی... اینایی که شبا موقع شب به خیر گفتن میگن مال خودمی... اینایی که بددهن نیستن وقتی فحش ازت میشنون میگن بی ادب... اینایی که دستاشونو با دوتا دستت باید بگیری... همونایی که وقتی عصبانی میشی و داد میزنی بغلت میکنن و میگن باهم حلش میکنیم... اینا خیلی دوست داشتنین قدرشون رو بدونیـــــد....
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1391ساعت 22:57  توسط LO'VE   | 

مردی میخواهم....

یک مرد می خواهم... یک مرد می خواهم که خیلی مرد باشد. یک مرد می خواهم که تمام ضعف هام را ببیند و باز هم لبخند باشد... یک مرد می خواهم... یک مرد می خواهم که وقتی لوس می شوم؛ محکم بغلم کند؛ یا مثل امروز که حالم پر از درد بود... یک مرد می خواهم... یک مرد می خواهم که لوسش باشم؛ نه اینکه لوس باشد، که دردش باشم، نه اینکه دردم بشود... یک مرد می خواهم؛ برای وقت هایی که مثل امروز؛ حتی حوصله ی از تخت بلند شدن هم ندارم، بخزد آرام توی تخت و هم آغوشم شود. یک مرد می خواهم، که وقت هایی که آرام خزید توی تخت و هم آغوشم شد، حرارتش بالا نزند! که بداند اگر چه شاید تمام لذت های دنیای مردانه اش بوی تن زنانه ام باشد اما... آماده اش نیستم... شاید هرگز آماده اش نباشم! یک مرد می خواهم... یک مرد می خواهم که خیلی خیلی مرد باشد... که زخم هایم را ببیند، که مرا ببیند، برهنه ی برهنه، و آه نکشد از سر دلسوزی! دست نکشد از سر هوس! و یا حتی عشق! که فقط نگاهم کند، آرام آرام، سرش را کج کند کمی، با دهانی نیمه باز، و حیرت کند، از چیزی که می بیند. فکر نکند که آدم خیلی خیلی فوق العاده ای هستم، فکر نکند که خیلی خیلی ساده ام، و یا خیلی خیلی کودن فرضم نکند... یک مرد می خواهم که ذکاوت سرشارم را ببیند و درک کند. یک مرد می خواهم که بعد از اینکه مرا دید؛ برهنه ی برهنه، سرکوفتم نزند که چرا انقدر تنبلم! به جای غر زدن، غذا را آرام با بوسه ای روی پیشانی از دستم بگیرد تا این همه پرخوری عصبی ختم به خیر شود! یک مرد می خواهم که لوس نباشد، که لوسش بشوم. که عروسک نباشد؛که عروسکش بشوم! یک مرد می خواهم با یک صدای کلفت مردانه، که هر از گاهی حتی مرا "منزل" هم صدا بزند، هر از گاهی "محدود"م هم بکند، هر از گاهی "مال" خود خود خودش باشم! هر از گاهی دستمال کاغذی به دستم بدهد و فریاد کند که "این رژ لب قرمز را الآن پاک کن، وقتی با همیم بزن"! آری... یک مرد می خواهم... یک مرد می خواهم که نماز بخواند، حتی با اینکه من لخت لخت توی چشم هایش زل می زنم و می گویم اسلام نمی آورم! یک مرد می خواهم که ماه رمضان مرا با لگد از خواب بیدار کند تا سحریش را گرم کنم! یک مرد می خواهم که خاک پای هر چی امام و پیامبر است باشد! و اهمیتی ندهد که من چقدر اعتقادی به این حرف های مفت ندارم! یک مرد می خواهم که مرا ببیند، مرا درک کند، و در عین حال خود خود خود خودش باشد، و به چیزی که هست افتخار کند. یک مرد می خواهم که خیلی خودش را بالا نبیند، اما هر از گاهی از من بخواهد یکی دو کیلو وزن کم کنم؛ کمی آرایش کنم و برایش لبخند های پر از رژ لب بزنم! یک مرد می خواهم که با من صبوری کند. یک مرد می خواهم که چیزهایی که ازشان شرم دارم را ببیند و سکوت کند، یا خیلی ساده با یکی دو دستمال کاغذی ناقابل همه ی شرم های واهیم را پاک کند... یک مرد می خواهم... یک مرد می خواهم که من را فقط و فقط برای خودش بخواهد... یک مرد می خواهم که حسودی کند، به همه ی لبخندهایی که برای غریبه ها می زنم! یک مرد می خواهم که باد زیر بال هایم شود... یک مرد می خواهم... یک مرد واقعی می خواهم... یک مرد درست و حسابی، که محکم بغلم کند؛ یکی دو بوسه ی خیلی واقعی از لب هایم بگیرد و اینبار نگوید که این ها بهترین بوسه های دنیاست! صرفا بغلم کند و به قهقهه های  لبخند بزند... بغلم کند و دوستم داشته باشد... حتی وقت هایی که عصبانی می شوم... حتی وقت هایی که تلخ می شوم... حتی وقت هایی که از قصد آزار می شوم... یک مرد می خواهم که بغلم کند و آرام بگوید: کافی هستی عزیزم! برای همه ی خوبی های دنیا!

آری... یک مرد می خواهم... که مالکم باشد و آزادم بگذارد، که باد زیر بال هایم باشد و از من بخواهد برایش غذای خانگی درست کنم، آرایشم را دوست داشته باشد و برای پاک کردن رژ لبم به من دستمال کاغذی بدهد! یک مرد می خواهم؛ تا تمام این زنانگی های سر خورده شده را روی سرش هوار کنم... یک مرد می خواهم؛ تا زنش باشم، با لباس سفید تور توری و تمام مخلفاتش... آری... یک مرد می خواهم، تا زنانگی خودم را با او جشن بگیرم...

.

.

.

.

.وخداروشکرکه دارمش.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت 22:9  توسط LO'VE   | 

برای انتخاب همسرایندت گزینه مورنظرت کدومه؟

۱.زیبا

۲.شوخ طبع وباحال

۳.مهربون وارام

۴.پولدار

۵.جدی وخشن

۶.زرنگ وقوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 اسفند1390ساعت 12:43  توسط LO'VE   | 

دانشمندان ژاپنی بر این عقیده اند که حروف اسم بر اساس این لیست بیانگر خلقیات درونی انسانهاست. ****

a: نعمت خدا
b: عشقِ همه
c: معصوم
d: با استعداد
e: خوب اما شکننده
f: احساسی برای دیگران
g: منطقی
h: آرام
i: مودب
j: لذت بردنی از زندگی
k: قابل عاشق شدن
l: با مزه
m: عالی
n: مغرور
o: ورزشکار
p: خنده رو
q: باحال
r: غیرقابل پیش بینی
s: با احساس
t: خالص و حقیقی
u: سودمند و باهوش
v: عصبانی
w: بیخیال
x: نابغه
y: لذت بردنی
z: خوش مشرب
+ نوشته شده در  شنبه 17 دی1390ساعت 22:45  توسط LO'VE   | 

دعا

سلام دوستای گل برام دعا کردید؟!اگه دعاکردید دستتون دردنکنه اگه ام نکردید من واسه شما دعامیکنم همیشه موفق باشید

مواظب خودتونوخوبیاتون باشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 دی1390ساعت 16:15  توسط LO'VE   | 

امتحانام شروع شدن توروخدااااااااااااااااواسم دعاااااااااااکنیدخوب بدمشون              مرسی دوستای مجازی عزیز

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے  *

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے   شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1390ساعت 12:58  توسط LO'VE   |